ساقیا

من هنوزم خسته ام از این دلم ساقیا

بی عشق درگیر و خسته ام ساقیا

هر چه کردم خوب باشم در این دنیا نشد

ببین دنیا چه کرد با من مهربان ساقیا

گفتند درد بی دردی علاجش اتش است

اعتقاد نشدم ولی به خدا راست گفتند ساقیا

کاش دری میخانه ایی باز بود هنوز 

که دل شکست را مرهم می زدم ساقیا

قلم سرخ دلش در سرخی خون تپید

نداره دلداری در این قربانگاه ساقیا


/ 1 نظر / 21 بازدید
علی

سلام به منم سر بزن