نمی دانم ز چشمانم چه می خوانی

نمی دانم از چشمانم چه می خوانی 

نمی دانم از درون این قلب چه می دانی 

نمی دانم احساس من را درک می کنی 

نمی دانم جادوی قلب مرا قبول می کنی 

نمی دانم از خنده های من چه می خوانی

نمی دانم که داغ احساس را حس می کنی 

نمی دانم با این همه تن نازی و باهوشی

تمام لحظه ها و سئوالاتم را تو می دانی؟ 

نمی دانم که با من یک رنگی و یک دل

نمی دانم جواب این سئوال را درک می کنی؟ 

نمی دانم که می دانی یا نمی دانی 

اما بدان که مهم است که بدانی

 

که بدانی .... که بدانی

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 17 بازدید
roya

قلم زیبایی داری.... موفق باشی دوست عزیز[لبخند][گل]