دل وا بستم

ز این دنیا خسته ام به این دنیا دل را وا بستم

دل را ز خستگی دیگر راحتی نیست 

چون به در و دیوار این حصرها چشم بستم

نگار خط و خال تو خوش است در این دنیا

ولی انگار قسمت ما نیست دل بستن

کبوتر دلم شد بی بال و پر ، پر بستم

اینچنین در دنیا به خدا قسم خسته ام 

از شعرهای خود نیز خسته ام از تمام بیت ها

از ابیاتی که فقط دلم را به خون بستن

خدایا نگارم ، بهارم ، امیدم ، به کجا رفتم

قلم سرخ 

/ 1 نظر / 19 بازدید
ارزو

تــ♥ــو بــگو... بــگو... چــه مخــدری بود... در بــــــــــ♥ــــودنت... که این همــــه... نبودنت را درد میکشم.. /.