قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳۸۸

کمی بعض در گلویم هست .. و کمی میل گریه در چشمانم . انکار که

هزار سال هست که شکست خوردم اما همچون کوه باز مغرورم .

کمی با خود فکر می کنم به سفر می اندیشم به اینکه باید رفت حتما

باید رفت .

رفت به جایی که چشم به دریا دل رو به خدا باشد در کلبه تنهایی با

شمعی همنشین شد و مغرور ارام ارام با او گریست .

انکار دریا مرا دعوت می کنه به شبی با او بودن هزار حیف که در شهر

هزار رنگم .

...........................................................................................

سلام به تمام دوستان گلم

ببخشید که دیربه دیر به روز می شم . خوب ترم جدید هم شروع شد

این ترم ترم سخت من هست .٢٣ واحد برداشتم که ٢ تا عملی داره و

یک کار تحقیقی .

معدل ترم قبلم 30/17 شد .خدا را هزاربار شکر می کنم .

خوب از خدا می خوام که به من قدرت بده که بتونم این ترم و ترم های

بعدی را هم پشت سر بزارم .

واقعا با درس خواندن اونم رشته حقوق لذت می برم .