قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۸ شهریور ۱۳۸۸

خدایا سلام

سلام به تو که نامه را ننوشته می خوانی .

از سلام از یک بنده ذلیل و ضعیف و حقیر به تو کبیر و علیم و رحمن و رحیم

خدایا امسال شب قدرم خیلی بد بود خدایا تو می دونی من با تو دشمن نیستم تو هم

با من دشمن نباش اگر گناهی می کنم از سر نادانی هست و مکرهای شیطان ولی

به خود قسم با تو دشمن نیستم

می دونم اگر با کسی سر جنگ بردارید دیگه کارش تمومه

خدایا من دستامو بالا می گیرم و اسلح خودمو زمین می زارم و می گم

من تسلیم هستم

خدایا تو رحمن هستی و رحیم هستی اگر می خوای به کسی ببخشی بهونه نمی

نمی خوای خدایا به ببخش بهترین های ماه رمضان و سال بعد با عافیت و سلامتی و

عاقبت به خیری .

خدایا روزی زیاد کن خدایا شعور منو زیاد کن خدایا منو به خودت برسون.

منو از خودم نجات بده

خدایا اگر هیچکس منو تحمل نمی کنه می دونم حتی تو در حال گناه هم چشم از من

برنمی داره .

وقتی تو هستی کسی را نمیخوام .

دوست دارم خدا

بنده رمیده تو