قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ٩ شهریور ۱۳۸۸

سلام بر تو ای اشک

دلم خیلی برات تنگ شده می دونی هر وقت که غمگین می شم می یایی سراغم

و من را دلداری می دی .

اشک وقتی تو می یای دل من خیلی سبک میشه وقتی چشم های من را بوسه

می زنی دلم صاف میشه .

دارم برات می نویسم که بخوانی

از تو گله دارم

چرا چند وقتی  هست که نمی یای دلم داره می ترکه همیشه منتظر بودم ولی چرا نمی یایی

این بغضه لعنتی منو داره خفه می کنه تو رو خدا سریع بیا

اگر تو نیای می ترسم دق کنم

بعد از تنهایم تو بهترین رفیق بودی حال نگو دوستتم نداری و نمی یای

ای اشک دلمو نسوزن بیا کمی هم دمم شو

درست خورشیدم اما دوست دارم گریه کنم مگه من دل ندارم مگه من غم ندارم مگه

من ....

 اشک مرسی که امدی مرسی که الان تو چشمان نشستی داشتم دق می کردم

می دونی باتو همه لحظه های خوبم را یاد می کنم.

کاشکی یه روز دیگه با چشمانی که تو درونش باشی برم به سفر طولانی برم به جایی که

دیگه نخواد تو بیای زحمتت بدم

ای اشک داری می ری نه باز  بیا به خدا خیلی دوستت دارم ،به خدا

sun




کلمات کلیدی :اشک و کلمات کلیدی :سایه بانه من