قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳۸۸

سلام به دوستان و بازیدکنندگان این وبلاگ و با آرزوی سلامتی و سعادت همه شما

دیروز اولین جلسه نویسندگی خودم را شروع کردم استاد ما از جمله کسانی هست

که در این کار همه معروفیت داره هم سابقه بسیار درخشان .

خوب . اول استاد با خوشرویی مطالبی را بیان کرد و  بعد به اعضا گفت خوب حال من

خودم را معرفی کردم  و بعد پرسید که اخرین مطلب خودتون را کی نوشتید همه یه

چیزهایی گفتند یکی گفت 2 هفته بیش یکی گفت 2 روز پیش به من که رسید گفتم

امروز استاد گفت کجا : گفت در وبلاگم . همان آخرین مطلبم که قلم دل هست .خلاصه

گفت خودتون را معرفی کنید .

از اول جلسه خواستند خودشون را معرفی کنند که استاد گفت نه خودتون را با نوشتن

معرفی کنید .

خلاصه اولین جلسه اولین نوشته خودم را خواندم .

استاد خوش امده بود و گفت :  آخر نوشته خوب فرود امدی .(منظور اتمام نوشته بود )

من نفر 5 از 25 نفر بودم که نوشتم را خواندم .

امیدوارم که بتوانم عاقبت خوب بنویسم .

انکار دریا دلم را موجی فرا گرفت که گاه بی گاه دلم را به این سو و ان سو می کشاند

و باموج هایش کلمات من هم به تلاطم می افتد و دلم ان را به قلم می رساند که

نگارشی کند و جان آرام گیرد .

احساس را هدیه به قلبم می دهم و قلبم به قلم فرمان می دهد که بنویسد

بسم الله الرحمن الرحیم .

هو الاول و الاخر .

sun




کلمات کلیدی :خاطره