قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۳ بهمن ۱۳٩۳

کاش وقت دلتنگیم بودی عزیزم 

ان وقت که از همه خسته ام بودی عزیزم

کاش وقت نم نم باران در این شهر سیاه 

تو برایم قصه صبح سپید بودی عزیزم

کاش سر نوشت طوری دیگر قصه مرا می نوشت

که در ان قصه تو سهم من بودی عزیزم

کاش سفری بود به کنار دریا فقط برای چندی

ساحل بوده ، من بودم ، موج موهایت عزیزم

کاش خواب هایم تعبیر می شود برای یه روز

تا عمر کوتاهم باشد یک روز زیبا  با تو عزیزم 

دلم را قصد دارم به مسلخ ببرم برای همیشه

چون دیگر به شهر تو نخواهم رسید عزیزم

کاش محرم این دل فقط اسمان بود بس

چه فایده که این رویا برای من نیست عزیزم

قلب بدرد امده فقط سکوت می کنم 

به دریا ها قسم ، بدجوری دلتنگم عزیزم

قلم سرخم روز خاک می کند قلبم را 

چون جوهرش خون جیگر من هست عزیزم

کلماتم را کسی نمی خواند می فهمی ؟

ببین این قلم سرخ تاچه حد متروک هست عزیزم

ببین این قلم سرخ تا چه حد متروک هست عزیزم

عزیزم 

عزیزم

قلم سرخ 





کلمات کلیدی :شعر ناب و کلمات کلیدی :شعر احساس و کلمات کلیدی :شعر قلم سرخ