قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳٩۳

اشک و اشک و اشک گاهی گریه و گاهی خنده گاهی در خود گاهی بی

خود .

عشق گاهی یه بازی دنیایی و گاهی یک ارزو و گاهی سواری به سوی

بهشت .

غم دریای بیکران همینکه غرقش می شوی تو را بیرون میزند.

و امید کور سوی برای دیدن اینده ، اینده ایی که خدا می داند.

و زندگی 

و زندگی 

گاهی متنفرم ازش ، گاهی دوستتش دارم ، گاهی می خوام اندازه 

مرگ ازش دور  شوم 

و اما            اخر به ان محکومم

حال زندان باشد یا بهشت یا جهنم

محکوم محکوم است .

قلم سرخ




کلمات کلیدی :نثر روان و کلمات کلیدی :غم نامه