قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ٩ تیر ۱۳٩۳

سلام خدا

سلام کسی که از همه قدرت بیشتر و گاهی به اسم تقدیر بنده های 

خودت اذیت می کنی ، خیلی از دستم ناراحت نشو هر وقت جلوت 

ایستادم باختم الان داری یک بنده بازنده حرف می زنه که می دونه برنده

اصلی تو هست و هیچ کس حریفت نمیشه ، نمی دونم این همه قدرت

خسته ات نمی کنه اما من با این همه شکست خسته شدم

ببخشید اینجوری حرف می زنم اما خیلی وقت ها دعا کردم ولی اعتنا

کردی بعدا به من می گم حتما گناه کردی حتما کار بدی کردی و وو.

ای بابا چیکار کنم با این همه و ها

خوب یه سئوال می گه نمی گی کریمی و میگه نمی گی رحیمی

پس چرا منتظری بندهای خوبت دعا کنند تا بهشون بدی یعنی بدها

دل ندارند اهای خدا اگر من خدا بودم کلی هوای بندهای دلپاکی را 

داشتم که کارهاشون بده می دونی خسته ام کمی هم به فکر بدها

باش خوب ها که خوبند بدها خدا بیشتر میخان خلاصه من اگر انقدر

مثل تو قوی بودن انقدر ضعیف اذیت نمی کردم و کلی تحویلشون میگرفتم

دیگه خودت دانی

به خودت قسم خیلی خسته ام اگر کسی با این همه خستگی پیش

من می امد هر چی می خواست بهش می دادم تا خستگیش

بره بعد بهش میگفتم هر وقت خسته شدی بازم بیا

من هستم حتی اگر تو نباشی

اره خدا

این حرف قلم سرخه

 




کلمات کلیدی :کمی با خدا حرف زدن و کلمات کلیدی :حرف من و کلمات کلیدی :پیام قلم سرخ