قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳٩٢

ساعت نگاه میکنم خیلی از نیمه شب گذشته دارم به شما فکر میکنم 

که هر روز به وبلاگم سر می زنید دارم فکرمیکنم الان که دارید اینو می 

نویسم همتون خوابید امیدوارم که ستاره ها بدرقه ی خوابتون باشند .

دیگه انقدر توی این وبلاگم نوشتم دلم گرفته خودم خسته شدم چه خبر 

انقدر در دلگرفتگی 

اما ببخشید که بازم دلم گرفته اینجا دریایی هست به نام قلم سرخ که 

بستر اون دلگرفتگی ها موج های اون شما و اسمان ان خداست 

از چی برایتون بنویسم از دلهایی که شاید اگر امروز سنگ باشند برنده 

هستند و کم میشه بازنده باشند نمیتونم حقیقت های موجود را نادیده 

بگیرم و بگم دل نازک بهتره دل عاشق بهتره دل لطیف بهتره 

اره بهتر اما تو این دور زمونه نه

هر گی بیشتر دلش سنگ راحت تره نه دلش جایی گیر میشه نه اگر 

بخواهد از جایی که سخت هست دل بکنه سخته در عرض یک چشم به

هم زدن میره و یه جایی دیگه امتحان میکنه اما دل نازک نه میره نه 

دلش میخواد بمونه اما دل نازکش میگه نره ولی دوست داره بره

دل نازکم چی شده 

غرق دل رحمی شودی چی شده 

انکار نمیدونی داری پیر می شی

فردا مال تو نیست باز می گی چی شده 

دیگه باید بفهمی که کم کم دل مرده میشی 

اگر عشق نباشه بدحال میشی بازم بگو چی شده

می دونی عشق شاید تموم شده باشه اما 

در نبودنش همش میگی چرا اینطوری شده 

تو باید بمیری ای دل یا سنگ شی 

اون وقت هست که دیگه برای چیزی نمی گی

چرا اینطوری شده

چرا اینطوری شده 

قلم سرخ

 





کلمات کلیدی :شعر سرخ و کلمات کلیدی :شقایق تنها