قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳٩٠

سلام خدا

سلام خدا که سلام هم اسم تو هست .

امیدورام که منو هنوز بشناسی همون بنده ی گریز پا همون گناهکار همیشگی همون که

خیلی توبه کرده اما باز هم شکسته

بازم می خواد سوی تو بیاد بازم میخواد با تو باشه بازم می خواد که تو نگهدارش باشی

بازم می خواد به نگاه مهربون خودت نگاهش کنی

هر چند که گناه و این دنیا از من دور نمیشه هر چند که نافرمانی تو برای من هر روز

تکرار میشه هر چند که اون کارهایی که تو دوست داری از من نمی بیینی هر چند که

دلت از من خونه هر چند که .....

اما خدا دلم من هنوز برات تنگه          اما خدا هنوز چارچوب دلم از مهر تو پر هست

اما خدا هنوز و هیچوقت به دوری تو عادت نخوام کرد

و هنوز بی صبرانه منتظر ماه عشقم منتظر ماه محبت تو هستم و منتظر محرمت هستم

که بیام توی مجالس عزیزترین کست بشینم و به حال خودم گریه کنم تا باز به دریای

رحمت تو برسم و به ساحل نجات اون سجده کنم

خدای هنوز هم افق های چشم و دلم بارانی هست بارانی ان یار بارانی ان نگار

هنوز هم دلم رنگ خون هست و این رنگ قلم مرا به سرعت بر روی صفحه این دنیا

حرکت می دهد خدایا شب جمعه هست رحمت بی انتهات شامل حال همه هست

شنیده ام که ملائکت توی اسمان ها صدای می زنند که :

کسی هست که بخواد خدای برزگ اون ببخش کسی هست که مشتاق رحمت پروردگار

باشه کسی هست که بخواد از اتش جنهم دور بشه برای همیشه

خدا منم

خدا من می خوام

خدا قلم سرخ داره فریاد می زنه

خدا

خدا به حسینت (ع) خدایا خدایا

 

 

 




کلمات کلیدی :مناجات نامه و کلمات کلیدی :پیام قلم سرخ و کلمات کلیدی :اشک قلم سرخ