قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠

دلم از تو یاد می کند از آنهمه لطفت . دلم از قصه های قشنگی یاد می کند که در سکوت

برایم عاشقانه می گفتی .

دلم از تو یاد می کند از آن همه پاکی و صمیمتت . دلم از تو یاد می کند از ان همه

عطوفتت.

دلم از تو یاد می کند که هر از گاهی به خانه ات سر می زنم . دلت از تو یاد می کند

که شبی در حیات خانه ات به تماشای خورشید درخشان می نشینم .

دلم از تو یاد می کند که می گویند رئوفی .

دلم از تو یاد می کند که می گویند غربی.

دلم ازتو یاد می کند که سرای خانه ات جهانی مهر و محبتت است .

دلم از تو یاد میکند که کبوتران مهمان همیشگی خانه ات هستند .

دلم ازتو یاد می کند که نور گنبده خانه ات چشم خورشید را گور کرده .

دلم ازتو یاد می کند که همه عاشقانه و ندیده برای دیدنت از دور دست ها سفر میکند

دلم برای شب هایی تنگ شده که در شهر تو بودم و در حرمت حاضر می شدم و قدم قدم

تو در حرمت زیارت میکردم و از اینکه مهمان غریب الغربا هستم به خودم می بالیدم

دلم از تو یاد میکند یا ضامن اهو

دلم از تو یاد می کند     و اشک هایم دانه دانه تو را فریاد می زنند و انوقت با زبان بی

زبانی می گویم

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 




کلمات کلیدی :عاشقانه و عارفانه و کلمات کلیدی :اشک سرخ