قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳٩٠

احساس چه واژه ایی پر از معنایی . چیزی که به حیوانات داده نشود و جای آن غریزه به

انها عطا شد .

خوب تعجبی ندارد که آدم های پست و فرومایه و ظالم احساس نداشته باشند . واقعا وقتی

این واژه را می شنوم احساس میکنم کسی که احساس دارد کمتر دوچار ظلم به دیگران

میشود.

داشتم دیشت به خدا فکر می کردم که ، دوست دارم در دیاری بمیرم که همه زمین و

مردمش عاشق باشند و با احساس  و فکر می کردم چقدر آرامش پیدا می کردم که اخرین

لحظه چشم خود را از این جهان فرو می بستم و اخرین صحنه تصویر از پاکی باشد .

دل آرزده ام از تمام بی احساسی ها تمام خشکی ها و تمام  کسی که خود را انسان می

دانند ولی احساس ندارند .

در این دشت پر از حیوان کسانی خود را انسان می پندارند

در مرز جنون و عقل خود را عاقل عالم می پندارد

کسی نیست به این روباه صفت تان مست  بگوید 

سر خود به بالا بگیرد که آسمان شما را بی احساس می پندارد.

قلم سرخ

 




کلمات کلیدی :شعر قلم سرخ و کلمات کلیدی :مرز انسان و حیوان و کلمات کلیدی :شعر