قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ٤ بهمن ۱۳۸٩

از راهی دور کمی شادی مهمانم کن

از راهی که تو نیستی من هستم

از تمام رویا هام اندکی خاکستر مانده

ازتمام خواب خوشم باری از کابوس مانده

دیگر قصه هایم را بر باد می گویم

دیگر اشکهایم را به باران می گویم

دیگر حرف دل نمی زنم چون دیگر دلی باقی نمانده

باز هم در اخر می گویم ان اندکی شاد هم ارزانی  تو

من خود را اندکی به نوشیدن خون دلم مهمانی می کنم

قلم سرخ

.................................

خوش امد گویی به یکی از دوستان که از ساری مهمان ما هست که لیسانس ادبیات هستند

قدم هاتون چون بهار زیبا.