قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٩

سلام خدا

ماه رمضانت هم که رسید خدایا تو که خیلی مهربونی هستی تو این ماه دست

همه بندگانت روی میگیری خدایا دست من هم بگیر دست قلم سرخ که از همه

برای هدایت شدن محتاج تر هست.

خدایا تو کریمی تو رحیمی تو خوبی هر جا که تو را یاد کنند اونجا گلستان میشه

خدایا توفیق بده این ماه روزه بگیرم بشم بنده خوبت

خدایا من فقط از تو یاری می خوام تو که همه جا هستی با همه هستی

خدایا از عذاب می ترسم که اگر خشم کنی وای به حالم

خدایا کجا فرار کنم از عذاب که همه جا تویی

خدایا در این ماه از تو میخوام که بنده های گمراهت رو هم هدایت کنی بنده هایی که

دلشون هنوز رنگ تو داره اما گفتار هستند

خدایا رحم کن به ما به این بنده های ضعیف که حتی یک ثانیه نه حتی کمتر طاقت

عذاب تو رو ندارند

خدایا مزه ی عبادت رو به تمام بندگانت بچشان خدایا شیرینی اطاعت و بندگی خودت

رو به همه بده

خدایا ازتمام گناهانم به درگاه تو استفغار می کنم

الهی به مستانه می خانه ات

به عقل افرینانه دیوانت

الهی به جز تو کسی رو ندارم

الهی می دانم هر نفسم دست توست و هر وقت بخواهی این نفس دیگر نیست

الهی می دانم که تو ضربان قلب مرا نگه داشتی تا از کار نیفتتد

الهی می دانم که تو مهربانی

الهی مرا هم مهربان کن

الهی مرا هم با خودت همراه کن

الهی

الهی

الهی

قلم سرخ

ای دل که به هر ره می روی کمی فکر کن

تو  را چه شده به هر ناکجا اباد می روی

ای دل جای تو اسمان بود نه زمین

ای دل از خود بپرس راستی به کجا می روی

ای دل تو تنها خواهی ماند خواهی مرد

تو را به خدا بی خدا کجا می روی