قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٩

سلام به همگی

مدتی بود که نبودم البته من معمولا کم بروز می کنم ولی جای همه خالی بود

مشهد الرضا نائیب الزیاره بودم .چه صفایی داشت چه حالی بود چه لحظاتی گذشت

همه لحظه های من در حرم اقا امام رضا (ع) آسمانی بود .

خیلی زیبا بود خیلی

در حرمی که می توان عشق را معنا کرد و از وصل یار لذت برد در این حرم فقط یکنفر

با محبت به همه نگاه می کرد چه گناهکار چه پاک .

خلاصه جای همه خالی

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

داستان لحظه های شیدایی را شنیده ایی

تو ای مدعی از اسمان هم شنیده ایی

من کران دریاها را به دلخوشی های این مردم نمی دم

من عاشقی را به پول این دنیا نمی دم

ای مدعی تا به حال به فکر گریه اسمان افتاده ایی

به فکر مرغ های پر شکسته فکر پرواز افتاده ایی

نه بگو اصلا تا به حال فکر باران افتاده ایی

لقب من قلم سرخ هست با خون دل نوشتم

تا حال به فکر دل شکسته ایی افتاده ایی

قسم به تمام دریا ها به تمام باران ها

تا به حال به فکر اشک شقایق افتاده ایی

قسم به دل های شکسته قسم به پرواز کبوترها

تا به حال فکر پرواز از این حال خود افتاده ایی

قلم سرخم نگاهت می کند ، به او  بگو

تا به حال به فکر روز قیامت افتاده ایی

قلم سرخ