قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ تیر ۱۳۸٩

در این روز ها و شب هایی که از زندگی من می گذرد شاید که هر روز به جای

بهتر شدن وضع بدتر می شود .

خدایا خواستم کاری کنم که وضع بهتر بشه اما انکار .....

نمی دونم چی بگم برای گی بگم اصلا چرا بگم نمی دونم

فقط شعر میگم تا ارام شم

شعر پاک هست شعر احساس دورنم را به پرواز در می یاره و از این قفس

نجات می ده

در شب سرد، فکر یک رویا              قدمی سنگین تبسمی تلخ

مثل یه کبوتر اما شکسته بال      مثل یک رویا اما بدتر از کابوس تلخ

شکسته راه می رویم اما استوار        نگاه به جلو اما فکر یه حادثه تلخ

راه می روم اما انکار در خیال خود      شاید در آروزی نابودی این حادثه تلخ

انکار قلم سرخ هم کاری نمی کند      فقط خون بر جیگرم در این روزگار تلخ

قلم سرخ