قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳۸۸

نمی دونم به کی سلام کنم به چی سلام کنم اصلا چرا سلام کنم

سلام خدا

نمی دونم از چی برات نبویسم از این که الان دوست دارم یه جای باشم که ارم باشه

و گریه کنم بهار که می رسه دلم و احساسم لطیف تر میشه و بیشتر اذیت می کنه .

خدایا تو فقط منو می تونی درک  کنی خدایا تو فقط می دونی دردم چی هست .

خدایا نزار بنده بره سراغ کسی دیگه .

خدایا بنده بده خیلی از من بده می یاد خدایا خوب که خوبند با بدها چه کار می کنی

خدایا از تو بیشتر از این ها توقع دارم

خدایا لازم نیست قدرت به یه ضعیف نشون بدی دور از شانت هست تو که کریمی پس

منو دریاب بیا با این بده بشین حرف بزن

اونی که خیلی به تو احتیاج دارند این بدها هستند مثل من برای ما بیشتر باید خدایی

کنی .

خدایامی دونم انقدر عظیمی کریمی و با یک اشاره می توانی منو از این خراب شده

برداری اما بعدش به تو چی می گویند

میگن یه مخلوقی از سر راهت کنار زدی که نه قدرتی داره نه دلی داره تاز دلش هم

شکسته  .

برای خودتون بده .

خدایا دریاب منو.

sun




کلمات کلیدی :خدا