قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ٦ مهر ۱۳٩۳

دیدارت هنوز ارزوی من است تو نمیدانی

در ان جا که تو را اول دیدم هنوز دلم منتظرست تو نمیدانی

هنوزم در خیالم نگاهت می کنم خیلی زیاد

اما باز می بیبنم که تو عشقم را نمی دانی

دقیقه ها را به دیدن رویت می گذارندم 

اما چه سود تو ساعت دلتنگی مرا نمی دانی

هنوز هم سودای دل خسته ام صبحتی هست با تو

این آرزویم را تو به خدا نمی دانی

چه کنم انکار قسمت من هم اینست 

تو را دوست داشته باشم تو نمی دانی

شعرهای قلم سرخ

قلم سرخ