قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱ امرداد ۱۳٩۳

دروغ  نمی گویم هنوز هم دلم می گیرد

به هوای تو روز هم سر به زیر می گیرد

امروز هم بی تو می گذرد اما 

هنوز هم بی هوا تو دلم بهونه می گیرد

گناه خدا نمی خوام کنم باور کن 

اما با یاد چشمای تو دل غصه می گیرد

عزیزم جانم عمرم  نگاه کن 

بی تو انکار دلم از برای رفتن بهونه می گیرد

قلم سرخ 





کلمات کلیدی :شعر عاشقانه و کلمات کلیدی :شعرسرخ و کلمات کلیدی :شعر قلم سرخ و کلمات کلیدی :شعر احساسم




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩۳

نمی توان انسان بود به فجایای غزه بی اعتنا بود

خدایا به حق مولای دو عالم امیرالمومنین علیه السلام

مردم غزه از شره این رژیم غاصب و خوانخوار نجات بده

و ظهور حضرت صاحب الزمان  عج را برسان.

امین یا رب العالمین


 

 

 

 

 





کلمات کلیدی :غزه




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩۳

گفتم این بار گله کم کنم 

به روی خودم خستگی کم کنم

از این همه نعمت الهی به من

با شکر خدا نغمت از سر خود کم کنم

ای خدای من شکرت می کنم

سلامتی دادی به من شکرت میکنم

بندگی نکردم باز ناز برایت می کنم

اما تو چی صبوری، من باز شکر می کنم

نفس می رود و می اید زندگی می کنم

ای رب من برای رضایت سعی می کنم

مرا غرق لطفت کن باز ستایش می کنم

تو برزگی من هنوز فکر کم می کنم

باز در اوج بی کسی صدایت میکنم

می شنوی بی شک من یقین می کنم

و می گویم

الهی شکر 

الهی شکر 

الهی شکر

قلم سرخ





کلمات کلیدی :شعر سرخ و کلمات کلیدی :شعر احساسم و کلمات کلیدی :شکر خداوند




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ تیر ۱۳٩۳

سلام به تمامی دوستان عزیزم 

این پست برای دوستان می نویسم که فکرمیکنند من در زندگی مشکلی

دارم و از سرناچاری و ابراز گلایه نوشته های خودم را می نویسم .

عزیزانم خواهش می کنم اینطور فکر نکنید حداقل چیزی که درباره خودم

می تونم بگم اینکه انسانی هستم که به عزت نفسم خیلی احترام 

می زارم و سپاسگزار نعمت های قشنگ خداوند هستم .

این نوشته های من حرفهای هست از دل از دلتنگی های گاه به گاهی

که شاید برای همه پیش بیاد نه گلایه نه اعتراض نه ناشکری 

اینجا عاشقانه نوشتن هست و از دل نوشتن پس با دل بخوانید 

درود بر همه انسانهای دل پاک 

 

امضاء قلم سرخ

 

 

 

 

 

 

 

 

 








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۸ تیر ۱۳٩۳

اشک و اشک و اشک گاهی گریه و گاهی خنده گاهی در خود گاهی بی

خود .

عشق گاهی یه بازی دنیایی و گاهی یک ارزو و گاهی سواری به سوی

بهشت .

غم دریای بیکران همینکه غرقش می شوی تو را بیرون میزند.

و امید کور سوی برای دیدن اینده ، اینده ایی که خدا می داند.

و زندگی 

و زندگی 

گاهی متنفرم ازش ، گاهی دوستتش دارم ، گاهی می خوام اندازه 

مرگ ازش دور  شوم 

و اما            اخر به ان محکومم

حال زندان باشد یا بهشت یا جهنم

محکوم محکوم است .

قلم سرخ




کلمات کلیدی :نثر روان و کلمات کلیدی :غم نامه و کلمات کلیدی :قلم سرخ




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳٩۳

ای کاش دنیا کمی با ما خوب بودی

می توانستی شادی ما را ببینی یا کور بودی

ای کاش دنیا ارزوهایم را سینه قبر نمیکردی

ای کاش با رحم بودی یا هر چند ریا می کردی

می بینی هر لحظه مثل مرده ها ارزوی زنده بوده ام می کنم 

خدا لعنتت کند که انقدر مرا با طعنه زندگی می سوزانی

قلم سرخ




کلمات کلیدی :قلم سرخ و کلمات کلیدی :شعرسرخ و کلمات کلیدی :شعر قلم سرخ




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳٩۳

بخدا گاهی فقط دوست دارم تمام احساس و دنیام را با یک عکس به شما

نشون بدم که با اهنگ وبلاگم هم می خونه.

گاهی دوست دارم بدونید نشان دادن یه عکس یه دنیا توش حرف داره

مخصوصا از سوی کسی که همه چیز را با وسواس انتخاب می کنه.

درک کنید تا بتونم خیلی حرفها را با سکوت براتون نشون بدم

تقدیم شما که دوستون دارم

 

قلم سرخ

و

قلم سرخ




کلمات کلیدی :قلم سرخ و کلمات کلیدی :شعر احساسم و کلمات کلیدی :شعر پاییز من و کلمات کلیدی :شقایق تنها




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳٩۳




کلمات کلیدی :عکس و کلمات کلیدی :قلم سرخ و کلمات کلیدی :عکس قلم سرخ




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ٩ تیر ۱۳٩۳

سلام خدا

سلام کسی که از همه قدرت بیشتر و گاهی به اسم تقدیر بنده های 

خودت اذیت می کنی ، خیلی از دستم ناراحت نشو هر وقت جلوت 

ایستادم باختم الان داری یک بنده بازنده حرف می زنه که می دونه برنده

اصلی تو هست و هیچ کس حریفت نمیشه ، نمی دونم این همه قدرت

خسته ات نمی کنه اما من با این همه شکست خسته شدم

ببخشید اینجوری حرف می زنم اما خیلی وقت ها دعا کردم ولی اعتنا

کردی بعدا به من می گم حتما گناه کردی حتما کار بدی کردی و وو.

ای بابا چیکار کنم با این همه و ها

خوب یه سئوال می گه نمی گی کریمی و میگه نمی گی رحیمی

پس چرا منتظری بندهای خوبت دعا کنند تا بهشون بدی یعنی بدها

دل ندارند اهای خدا اگر من خدا بودم کلی هوای بندهای دلپاکی را 

داشتم که کارهاشون بده می دونی خسته ام کمی هم به فکر بدها

باش خوب ها که خوبند بدها خدا بیشتر میخان خلاصه من اگر انقدر

مثل تو قوی بودن انقدر ضعیف اذیت نمی کردم و کلی تحویلشون میگرفتم

دیگه خودت دانی

به خودت قسم خیلی خسته ام اگر کسی با این همه خستگی پیش

من می امد هر چی می خواست بهش می دادم تا خستگیش

بره بعد بهش میگفتم هر وقت خسته شدی بازم بیا

من هستم حتی اگر تو نباشی

اره خدا

این حرف قلم سرخه

 




کلمات کلیدی :کمی با خدا حرف زدن و کلمات کلیدی :حرف من و کلمات کلیدی :قلم سرخ و کلمات کلیدی :پیام قلم سرخ