قلم سرخ

ارزانی تو همه اشک های من - ارزانی من همه غصه های تو



نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸۸

انگاه که دلم روانه ی حرم شد          بی غل و غش گرفتار تو شد

اگر اهنگ امدم کردم تو خواستی      چون باز اسیر و بیمار تو شد .

آهنگ سفر می کنم اهنگی که در آن هم  احساس هست و نیاز و

از خدا در این سفر آرامش می خوام و اطمینان به خودش و از او می خوام که

کشتی شکسته را به ساحل آرامش برساند و این ناخدا را بی خدا نگذارد .

و

اهنگ دیار جانان می  کنم اهنگ حرمش .رفتن مثل یک شعر می ماند و مثل یک

قصیده عاشقانه که تمام ملودی هایش احساس هست و چه خوش که این سفر

به جایی مثل حرم امام هشتم باشد حرم پاره جگر پیامبر اسلام .

خوب دوستان گلم با این مقدمه می خوام بگم نایب الزیاره شما در حرم حضرت

علی ابن الموسی الرضا علیه السلام هستم .

انشاالله قسمت شما دوستان پاکدلم هم بشه .

برای همتون دعا می کنم و التماس دعا دارم . وبلاگم تا روز یکشنبه 4/5/88 بروز رسانی

نمیشه .

و دوستان اخرین سخن

بُعد منزل نبود در سفر روحانی

پس بگید  :       السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

 




کلمات کلیدی :احساس




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳۸۸

کم کم مرغ دلم هوای حرم او را می کنه انگار در دلم چیزی کم هست میخوام از خودم رها شم .

یک جا هست که هر کار دلش گرفته رو می کنه به اونجا و با اشکهایش حرف می زنه و درد دل می کنه

اونجا فقیرو غنی با هم فرقی ندارند یه پادشاه هست که دست نوازش خودش را به صورت هر کس که اونجا باشه

می کشه چه روسیاه چه رو سفید . قشنگی اونجا این هست که خودش غریب هست اما مهموناش را نمی ذاره که

غریب باشه .

چه حرمی که با بار گناه اونجا می ری با باری از نوازش احساس و آرامش بر می گردی . اونجا می ببینی بعضی را در حال گریه هستند بعضی ها سر به دیوار و بعضی ها مات چشم به اطراف .

اونجا می ببینی که رودخانه های احساس در حال جریان و باران اشک ها در حال باریدن و آفتاب ببخش بندگان در حال تابش .

اونجا حرم یاره و حرم غریب الغربا و از همین جا هم می توان گفت السلام علیک یا علی ابن الموسی الرضا علیه السلام

 

 




کلمات کلیدی :احساس




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٤ تیر ۱۳۸۸

امروز داشتم می امدم سر کار با خود گفتم باز فرشتگان مدادهای آبی خود را برای رنگ

کردن اسمان این شهر استفاده کردند .

با شوق سر به اسمان بلند کردم و باز گفتم کاش ابی تر بودی و کاش همیشه پاک

بودی و کاش مردمانی که زیر این اسمان ابی نفس می کشند همه پاک بودند .

اری اسمانی ابی با مردم ابی وای خدا چه میشه

خلاصه خدا شکر که اسمان ما هم ابی شد

و دعامیکنم که همیشه ابی باشه .

اسمان ای سقف روز گار من                        آسمان ای ابی بی قرار من

 آسمان تو گاهی ابری و گاهی آفتابی         این تشبیه به دل من هست ای آرامش من

 








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ تیر ۱۳۸۸

سلام به دوستان و بازیدکنندگان این وبلاگ و با آرزوی سلامتی و سعادت همه شما

دیروز اولین جلسه نویسندگی خودم را شروع کردم استاد ما از جمله کسانی هست

که در این کار همه معروفیت داره هم سابقه بسیار درخشان .

خوب . اول استاد با خوشرویی مطالبی را بیان کرد و  بعد به اعضا گفت خوب حال من

خودم را معرفی کردم  و بعد پرسید که اخرین مطلب خودتون را کی نوشتید همه یه

چیزهایی گفتند یکی گفت 2 هفته بیش یکی گفت 2 روز پیش به من که رسید گفتم

امروز استاد گفت کجا : گفت در وبلاگم . همان آخرین مطلبم که قلم دل هست .خلاصه

گفت خودتون را معرفی کنید .

از اول جلسه خواستند خودشون را معرفی کنند که استاد گفت نه خودتون را با نوشتن

معرفی کنید .

خلاصه اولین جلسه اولین نوشته خودم را خواندم .

استاد خوش امده بود و گفت :  آخر نوشته خوب فرود امدی .(منظور اتمام نوشته بود )

من نفر 5 از 25 نفر بودم که نوشتم را خواندم .

امیدوارم که بتوانم عاقبت خوب بنویسم .

انکار دریا دلم را موجی فرا گرفت که گاه بی گاه دلم را به این سو و ان سو می کشاند

و باموج هایش کلمات من هم به تلاطم می افتد و دلم ان را به قلم می رساند که

نگارشی کند و جان آرام گیرد .

احساس را هدیه به قلبم می دهم و قلبم به قلم فرمان می دهد که بنویسد

بسم الله الرحمن الرحیم .

هو الاول و الاخر .

sun




کلمات کلیدی :خاطره




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸۸

این عکس را سعی کردم که با آهنگ وبلاگم هم خوانی داشته باشه

دوستان عزیز که وبلاگ من سر می زنید حتماً برگه سبزی

به عنوان خاطره از خود در وبلاگ بنوسید .

با تشکر sun

 




کلمات کلیدی :احساس




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳۸۸

اینجا در این دنیا دلم احساس می کند که جایی تنگ تر از این زمین گسترده

نیست

عجب از این انسان که گاهی گوشه اتاقی برای او دنیایی می شود و گاهی دنیایی

حتی اتاق کوچکی برای او نمی شود .

انسان اشرف مخلوقات است .

با عجب از انسانی که در ان دل حتی محبت یک سنگ جا نمی شود و گاهی

محبتی به اندازه دریا روح او را فرا می گیرد .

انسان واقعاً موجودی هست ناشناخته و با توانایی بالا .

جمع از تضاد ها عشق و نفرت - شادی و غم -ضعف و قدرت -ترس و شجاعت و ...

خدایا قبل از انکه بمیرم کاری کن که خودم و مقام خودم را بشناسم .








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸۸

در این مقاله تعریفی از تهاتر و دعوای متقابل شده است

سپس این دو باهم مقایسه شده است و فایده های تهاتر بیان شده است .

البته لازم به ذکر هست که این مقاله را همه می توانند بخوانند

 اما مخاطب اصلی حقوقدانان هستند .

در ادامه مطلب مقاله را بخوانید .

sun








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸۸

درباره مهریه : یک مهریه ایی که در زمان عقد

معلوم و مشخص می باشد  که مهر المسمی  گفته می شود که اکثر اینچنین است

مثلا 515 سکه طلا تمام بهار آزادی اما زمانی

می شود که مهریه در زمان عقد معلوم نمی شود و یا به اختیار شوهر قرار

داده می شود و بعد زندگی خدانکرده به هم می خورد در این زمان به همسر

مهریه به نام مهر المثل تعلق می گیرد که این را دادگاه تعیین می کند .

که در تعیین مهر المثل شرایط زیر باید مورد توجه قرار بگیرد.

ا- وضعیت زندگی خانم

2- سطح تحصیلات ایشان

3-شان خانم در جامعه .

به همین دلیل ممکن است مهر المثل برای زنی 200 سکه طلا و برای دیگر 500 سکه باشد .

ضمناً در نفقه هم رعایت سه شرط بالا هم باید انجام گیرد .

خوب درباره مهریه که طلا نباشد و مبلغی مثلا یک میلیون تومان باشد هم ممکن است

اما مسئله ایی که وجود دارد این است که خانمی در سال 1355 ازدواج کرده و خدایی

نکرده می خواهد طلاق بگیرد اینجاست که به نکته باید توجه کرد که مهریه ایشان با

توجه به ضرایب تغییر بانک مرکزی نسبت به تغییر ارزش پول از سال 55 به سال 88

میگیرد و مطمئن این مبلغ افزایش پیدا میکند.

sun








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸۸

از اینکه دوستان مقاله ها را می خوانند و نظر می دهند بسیار سپاسگزارم

اما درباره این مقاله یعنی خسارت مازاد بر دیه می توان گفت که دیه چون مبلغی

کاملا مشخص در قانون می باشد که حکمی  شرعی می باشد نمی تواند بر

مجنی علیه کافی باشد چون صدماتی و خسارتی که ناشی از جرم می باشد

مانند از کارافتادگی و هزینه های درمان که بسیار زیاد می باشد .را شامل نمی شود .

و این خسارت اگر هم به نظر برخی قابل مطالبه نباشد بر اساس ماده ا قانون مسئولیت

مدنی که هر کس خسارتی بر دیگری وارد کند اهم از مادی ومعنوی باید ان را جبران کند

و همچنین قاعد لاضرر نیز قابل شکایت می باشد .

درحال حاضر نیز دادگاه به این مسئله توجه دارند .

خوب از دو دوستی که در این بار نظر دادند تشکر می کنم .

و دوستانی که مقاله و سئوالی دارند می تواند دربخش نظرات مطرح کنند .

دوست دارم که اگر کسی رشته حقوق هست این وبلاگ به دوستان هم رشته ایی

خودشون معرفی کنند تا بحث حقوقی فنی تر بیان شود

با تشکر sun








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸۸

میلاد حضرت امیر المومنین علی علیه السلام بر تمام شیعیان

و شما دوستان عزیز مبارک باد .








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸۸

در این مقاله بررسی میشه که آیا می توان در صدمات جسمانی علاوه بر دیه

خسارتی دیگر را را مطالبه کرد یا خیر

این مقاله برای همه می تواند مفید باشه که حق خودشان را بشناسند .

درباره دیه باید گفت دیه هم مجازات هم تامین خسارت .

مقدار آن در شرع ما مشخص می باشد که به ازای هر کدام از اعضاء بدن معلوم و معین

هست به خاطر این مطلب هست که مازاد بر ان مورد بحث است

این مقاله با استفاده از اراء قضیه به این مسئلم می پردازد

حتماً مطلعه کنید ( در ادامه مطلب )




کلمات کلیدی :خسارت مازاد بر دیه




نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳۸۸

مثل دریا آرام مثل نسیم لطیف     مثل خورشید روشن مثل شب تاریک


مثل یک پرنده آزاد مثل یک عاشق اسیر


مثل یک طاووس زیبا مثل مجنون بیمار

آری حکایت دل مثل افسانه هاست گاهی








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸۸

انگاه که ستاره دلم  یکی یکی کم می شد می دیدم که دیگر وقت غروب است .صدای

 تو هنوز در دل خسته من فریاد می زند صدایت  نوای شعر دریا داشت شعر خورشید

هنوز ان غمی که بدون حتی خداحافظی از  تو جدا شدم مثل سربی گداخته دلم را می

سوزاند . اشک هایم را به تو در این لحظه هدیه می کنم که همان خون دلم هست که

هنوز از غم تو جاریست .

ان شب آخرین گفتگو من تو هنوز یادم هست هنوز یاد هستم که با چه احساسی

صدایم می زدی . باور کن هم اکنون با این قلم زدنم دلم در حال احتضار چشمایم پر

از ستاره  های بی رنگ است .

چگونه فراموش کنم که اسم تو شیرین ترین اسم و صدای تو نوازش من بود .

آه می کشم ، کریه می کنم ، فریاد می زنم ،‌ چه کنم چه کنم چه کنم .....

قصه من تو قصه خورشید بود ماه .وای من چه تشبیهی را نادیده گرفتم .

به تو  قول می دهم  شب خود را با اشک هایم به شکنجگاه خود تبدیل کنم تا روزی که

خبر

مرگم را از نسیم سحر بشنوی.

 

آری من سان هستم ، خورشید ولی ..........








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸۸

این مقاله از درباره داوری هست که  در حقوق خصوصی کاربرد دارد مثلا مثل مسائل

مربوط به دادگاه خانواده .

این مقاله را مطلعه کنید مفید هست .

در ادامه مطلب مقاله را مشاهده کنید .








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱٠ تیر ۱۳۸۸

گفتم :سخن عشق کجاست      گفت: هر جا که  تو باشی

گفتم : نگاه کن که من که هستم      گفت: بازهم می گویم که هر که باشی 
 گفتم :ناگفته سخن چرا اینچنین راز می گویی


گفت : قلب سخن هست  هر جا که تو باشی


گفتم :یعنی چه که  هر جا که تو باشی

 

گفت :یعنی من با توام تا آخرهر جا که باشی

sun

 








نویسنده : قلم سرخ ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸۸

سلام به همگی دوستان و عزیزان

ببخشید اگر چندین روزی نبودم سخت گرفتار درس بودم و تازه جمعه امتحانات تمام

شد اما با موفقیت و انطور که می خواستم .

خدا را شکر .

باز دوباره نخستین گام خود را بلند تر بر می دارم

به سوی تو فقط تو با دل جان گام بر می دارم

می دانم تو عظیمی ،کریمی ، رفیقی و مهربان

باز دوباره با یک دل نه هزار دل گام بر می دارم .

sun